شهرستان بابل، با نام تاریخی “بارفروش” از دیرباز به عنوان یکی از مراکز مهم تجارت و بازرگانی مازندران شناخته شده است. این هویت تجاری دیرینه، امروز میتواند مبنای شکلگیری “گردشگری تجاری” قرار گیرد گردشگری ( ای) که از رهگذر ایجاد نمایشگاههای ملی ومحلی، بازارچههای صنایع دستی و رویدادهای اقتصادی بابل را در جایگاه محوری “گردشگری تجاری” قرار دهد.
اما بابل تنها یک شهر با سابقه تجاری نیست. این شهرستان مجموعهای کم نظیر از ظرفیتهای طبیعی فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و علمی را در خود جای داده، که آن را به یکی از مقاصد” چند وجهی گردشگری” بدل ساخته است. تنوع ظرفیتهای گردشگری بابل، در حوزه طبیعت، وجود جنگلها و کوهستانهای چشم نواز در مناطق بندپی شرقی و غربی، این شهرستان را به مقصدی جذاب برای “اکوتوریسم و طبیعت گردی” تبدیل کرده است. این مناطق، همراه با روستاهای جنگلی و کوهستانی بستری مناسب برای توسعه گردشگری روستایی، احیای اقامتگاههای بوم گردی فراهم ساخته است.
در حوزه میراث خوراک، بابل با تنوع غذاهای محلی و دسترسی به مواد اولیه طبیعی، ظرفیت آن را دارد که به عنوان یکی از قطبهای گردشگری خوراک کشور مطرح شود. جشنوارههای غذایی، برندسازی سفره بومی و معرفی خوراک سنتی، میتواند این ظرفیت را بالفعل کند.
از نظر فرهنگی و تاریخی نیز، بابل واجد آثار ارزشمند ،بافت تاریخی، شخصیتهای برجسته مذهبی، علمی و هنری است. این میراث میتواند محور توسعه گردشگری فرهنگی، تاریخی و شهری قرار گیرد و به جذب گردشگران علاقهمند به تاریخ و فرهنگ ایرانی تاویرگذارواقع شود.
در حوزه صنایع دستی، ثبت روستای درزیکلا به عنوان “روستای ملی حصیر بافی” یک مزیت مهم ملی و محلی برای بابل ایجاد کرده است. ین برند ملی میتواند زنجیره ارزش صنایع دستی منطقه را تقویت و بازار صادراتی برای محصولات محلی فراهم نماید.
از منظر زیست محیطی انتخاب بابل به عنوان “شهر جهانی تالابی” یک فرصت بین المللی بیبدیل است.. این جایگاه نه تنها در سطح ملی اهمیت دارد بلکه میتواند بابل را به مقصدی برجسته برای “گردشگری آبی و پرنده نگری” تبدیل کند.
افزون بر این، وجود آبهای گرم معدنی در کنار ظرفیتهای دانشگاه علوم پزشکی بابل، یمارستانها و مراکز درمانی مجهز ،امکان توسعه “گردشگری سلامت” را در سه شاخه تندرستی درمانی و پزشکی فراهم میآورد. این ترکیب ظرفیت طبیعی و علمی میتواند بابل را به قطب گردشگری سلامت شمال کشور بدل سازد.
برای آنکه این قابلیتها از سطح شعار به سطح عمل برسند، استفاده از” مدل توسعه خوشهای گردشگری” ضروری به نظر میرسد در این مدل هر حوزه گردشگری به عنوان یک خوشه اقتصادی تعریف میشود: خوشههای گردشگری تجاری، طبیعت گردی و روستایی و بوم گردی، خوراک و غذاهای محلی، فرهنگی و تاریخی، آبی و تالابی، سلامت و خوشه صنایع دستی، چنین رویکردی به هم افزایی ظرفیتها، مدیریت منسجم، جذب سرمایهگذاری هدفمند خواهد انجامید.
اما، اجرای این “مدل ” نیازمند مجموعهای از الزامات عملیاتی است:
یک :زیرساخت پایدار و دسترسی ایمن برای گردشگران داخلی و خارجی
دو: بستههای حمایتی و مشوقهای سرمایهگذاری برای بخش خصوصی
سه: بازاریابی حرفهای و دیپلماسی گردشگری برای معرفی بابل در سطح ملی و بینالمللی
چهار: توانمندسازی جوامع محلی از طریق آموزش به ویژه به زنان جوانان و صنعتگران
پنج: ایجاد حکمرانی یکپارچه گردشگری با” تشکیل شورای راهبری شهرستان “
(چشم انداز آینده)
اگر این نقشههای توسعهای و عملیاتی با جدیت دنبال شود بابل میتواند تا سال ۱۴۰۸ به: قطب گردشگری سلامت شمال کشور
مرکز صنایع دستی حصیری ایران
برند ملی در حوزه گردشگری خوراک روستایی و بوم گردی
و مقصد ملی و بین المللی در حوزه تالابی و پرنده نگری تبدیل شود. سخن پایانی اینکه، توسعه گردشگری در بابل تنها یک فرصت اقتصادی نیست، بلکه مسیری برای بازآفرینی هویت تاریخی، ارتقای کیفیت زندگی مردم و ایجاد اشتغال پایدار است. و تحقق این هدف نیازمند همکاری نزدیک بین مسئولان محلی و ملی نمایندگان مجلس سمایهگذاران و مردم است.که مهمترین حلقه اتصال آن ها همچنانکه ذکر شد،شورای راهبری گردشگری شهرستان باترکییب اعضا متحصص اعم از دولتی وخاصا بخش خصوصی صاحب نظر ونمایندگان مجلس شهرستان در مجلس شورای اسلامی است .البته شورای راهبری باقدرت وقوی که جریان اندیشه،دانش وعلم در آن جاری وحاکم باشد.اگر امروز تصمیمی را هبردی و عملی اتخاذ شود، فردای بابل میتواند الگویی ملی برای حکمرانی گردشگری و توسعه پایدار باشد .
دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر توسعه سیاستهای گردشگری عضو متخصصان انجمن گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری





