Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/kelbgbhs/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/kelbgbhs/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/kelbgbhs/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/kelbgbhs/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/kelbgbhs/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

حاج عباس پیروزیان یکی از مریدان آیت الله حسن زاده آملی و از قدیمی های تکیه اسک در گفت گو با صبح آمل اسپه کلا محله اصلی و مرکز تجمع اسکی ها در آمل بوده است


به نام هنربخش جان آفرین که بر خلقت هستی اش آفرین
با توجه به زندگی پر فراز و نشیبم ولی بنده موفق به اخذ دیپلم ادبی در دهه چهار زندگی ام(از چهل سالگی ) شدم و با اینکه هم اکنون هشتاد و پنج سال عمر را سپری می کنم از هشت سالگی در تکیه بودم و سربازان شوروی و افسران روسی را که در همین تکیه و اسپه کلا عبور کردند دیدم تا آنجائیکه مردم از ترس و وحشت آنها نمی توانستند عزاداری کنند چون دولت پهلوی اول، عزاداری را از سنه 1311 در ایران تعطیل کرد و این تا زمان ورود متفقین در (سال 1320) ادامه داشت و عزاداری و عَلَم گردانی در تکایا اصلا انجام نمی شد و در صورت مشاهده برخورد می شد. در تکیه فقط حسینیه در قسمت شمالی بود و چند سقاخانه جلو باز بی درب در قسمت غرب و شمال شرقی ساخته شده بود. در قسمت شرق و جنوب و طرف در شرقی که به سمت اسپه کلا باز است سقاخانه ای وجود نداشت و در قسمت دیوار چند دستشویی برای دانش آموزان مدرسه بوده و چند سقاخانه جلو باز بی درب در قسمت غرب و شمال شرقی ساخته شده بود. و در قسمت غربی تکیه یک سقاخانه محقر وجود داشت که ابوالفضلی می گفتند و مرحوم استاد رمضان زرگر نوذری پدر آقایان نوذری ها در آنجا سر سقا بوده و استاد علیجان اسدی کفشدوز هم با چند نفر دیگر در سقاخانه خدمت می کردند.
بیش از 700 خانوار اسکی
به گفته بعضی از افراد دارای سواد و معلومات عمومی که از کودکی و نوجوانی همراه پدرانشان با طایفه به آمل مهاجرت کرده بودند و اوضاع طایفه و فامیل را بهتر از دیگران می دانستند تعداد افرادی که به تدریج از اسک لاریجان به آمل آمدند بیش از 700 خانوار اسکی بودند چنانچه در سفرنامه سفیر انگلستان (لیدی مری شل) در ایران در زمان محمدشاه قاجار در خاطرات خود نوشته که در فصل گرمای تابستان به منطقه ییلاقی اسک سفر کردم و راه ها خیلی ناهموار و سخت و صعب العبور بود و به محض رسیدن، مهمان بانو بزرگ همسر عباسقلی خان اول سردار لاریجان از سرداران شاهزاده عباس میرزا و میرزا ابوالقاسم فراهانی صدر اعظم دانشمند ایران بودم و وی به گرمی و با خوشرویی و مهربانی از ما پذیرایی کرد و روستای اسک در این وقت دو هزار و 500 خانوار جمعیت داشت چنانچه این بانو به جای شوهرش برای مردم شهرهای آمل و بارفروش بابلسر و سایر شهرهای مازندران به وسیله نمایندگان و حکام محلی برای رتق و فتق امور امریه صادر می کرد و افراد بسیاری امربر و خدمه و دفتر نویس تحت امر او بودند.
عباسقلی خان
از عباسقلی خان و سلسله این خانواده بسیار ذکر کردند چنانچه یکی از بزرگان طایفه می گوید جد طایفه امیر مختاری به نام غلامعلی خان سردار هفت سال به عنوان نایب السلطنه و نماینده نادرشاه افشار در هندوستان بود و از بازماندگانش میرزا محمدخان سردار معتمد بعد از وی پسرش عباسقلی خان سردار که دو پسر داشت یکی سیف الله خان سرتیپ و غلامعلی خان که پسرش محمدخان امیر مکرم سردار لاریجان بود در سال1326 هجری قمری طی حکمی از طرف دولت عصر مظفری و محمدعلی شاه قاجار مدتی حاکم گرگان و دشت استراباد گردید و از نسل امیر مکرم یکی فرج الله خان(عظام الوله) امیر مختاری بود که اکثر امیر مختاری های کنونی از نسل او هستند که عظیم الملک در شانه کلا(شهنه کلا) نیمه شب به دست یک روستایی با شلیک گلوله کشته شد.
تاریخ شکل گیری تکیه اسک آمل
برابر تحقیقات انجام شده و اطلاعات به دست آمده شادروان محمودخان سرهنگ فرزند غلامحسین سردار لاریجان از تیره درزی(سلسله امیر مختاری) در سال 1312 هجری قمری شش هزار و 650 متر مربع زمین تکیه را از استاد جواد زرگر برای خرید درخواست کرد و آن بزرگوار که خود از ارادتمندان سالار شهیدان بود این زمین را تحویل محمودخان سرهنگ داد و آن مرحوم وقف حضرت سیدالشهدا نمود تا محل تجمع اسکی ها و مکان برپایی عزاداری در ایام محرم شود که با همکاری محمدخان امیر مکرم(سردار لاریجان) و همت بزرگان فامیل به ساختن حسینیه بزرگ و سقاخانه ها اقدام کردند و با توافق همگی این مکان را تکیه اسک نامیدند و اوایل انقلاب اسلامی امنای تکیه برای تکیه سند ثبتی دریافت کردند. محمودخان سرهنگ زمین مخروبه و متروکه را با همکاری طایفه خود تسطیح و حدود آن را مشخص و در وسط زمین با افروختن مشعل و با اهتزاز در آوردن پرچم های سیاه شروع به عزاداری کرده و علاوه از روضه خوانی چهارده مجلس تعزیه برپا کردند.
تکیه اسک
در تکیه فقط حسینیه در قسمت شمالی بوده و چند سقاخانه جلو باز بی درب در قسمت غرب و شمال شرقی ساخته شده بود. در قسمت شرق و جنوب (در طرف دری که شرقی و به سمت اسپه کلا باز است سقاخانه ای وجود نداشت و در قسمت دیوار جنوبی چند دستشویی برای دانش آموزان مدرسه بوده و در قسمت غربی تکیه یک سقاخانه محقر وجود داشت که ابوالفضلی می گفتند و مرحوم استاد رمضان زرگر نوذری پدر آقایان نوذری ها در آنجا سر سقا بوده و استاد علیجان اسدی کفشدوز هم با چند نفر دیگر در سقاخانه خدمت می کردند.
موقوفات مشخصه
موقوفات واقفین از جمله مخارجات یعنی درآمد حاصله از موقوفات (هزینه های مطموعات یعنی اطعام دهی، مشعورات یا چای و شربت و آب و ملزومات و روضه خوانی و شبیه خوانی با هدف مشخص در اختیار ما قرار می گرفت. به تدریج در محل تکیه اسک تیره های اسکی هر کدام در همین مکان تا پایین دور تا دور تکیه را به نام خود سقاخانه در حد مغازه ای بزرگ با نام های مختلف چون سقاخانه گودرزی، اعلائی، قهقاهی، کیانی، قادی، برزگر، قبادی و امیر درست کردند و در عزاداری ها با چای و آب و شیر و اطعام دهی از عموم عزاداران پذیرایی می کردند (که این تا قبل از شیوع ویروس کرونا به صد میلیون می رسید).
دسته های کوچک عزاداری
زمان ما جمعیت آمل آنقدر کم بود که جهت عزاداری وقتی از تکیه اسک حرکت می کردیم کمتر از دو ساعت بر می گشتیم اما در سالهای قبل از ساعت 7 صبح شروع و 3 بعدازظهر وارد تکیه می شدیم.
تشکیل مارش عزا
اعتقادات مردم در گذشته بسیار قوی بود تا آنجائی که پس از ساخت سقاخانه به نام قدمگاه حضرت ابوالفضل(ع) در همان دوره اول نذورات زیادی جمع آوری و خرج اطعام دهی و دیگر امورات می شد تا آنجا که بعدها هم با رشد فکری و اقتصادی حتی مارش عزا و دیگر ملزومات آن را تهیه کنیم و چون با مکتب قرآن آشنا بودم و شب های پنجشنبه خصوصا جمعه به انجمن درس قرآن می رفتم، یاران و دوستان بسیار همراه و همدلی داشتم که حدود پانزده نفر از جوانان طایفه اسک چون رجب امیرپور، رحمان کوهی و هاشم قبادی و … به منزلم آمدند و به جهت قریحه شعری من (گاهی مرثیه سرایی نیز می کردم)خواستند تا با تشکیل گروه مارش عزا با آنها همکاری کنم از همین رو سال 1352 هیئت جوانان طایفه اسک با نام باب الحوائج قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس شکل گرفت که در آن هم قرآن و هم راه و روش زندگی سیدالشهدا در زندگی را یاد می گرفتند. در سال 1355 جناب غلام آبتین از دانش آموختگان رشته موسیقی و از افراد طایفه اسک برای سرپرستی جوانان علاقمند به این هنر به وسیله هیات امنا برگزیده شد و جناب هاشم قبادی عهده دار تشکیل جلسات و فراهم کردن امکانات مارش عزا شد و در قسمت جنوب شرقی تکیه به عنوان محل آموزشگاه موسیقی به جوانان گروه مارش عزا آموزش می داد و هر یک از این جوانان برای خود ساز مورد علاقه خویش را خریداری می کردند و امنا هم هرچه سرپرست موزیک درخواست می کرد در اختیار آنان قرار می دادند که در حال حاضر دیگر توفیق حضور در محضرش را نداریم و به رحمت خدا رفته است.
استاد نوروز علی حسین زاده
این شخص (استاد نوروز علی حسین زاده) چون کارش بنایی و معماری بوده او را استاد خطاب می کردند سقا بوده و مشک آب به دوش با یک کاسه برنجی در دست که در درون برنجی آیه الکرسی و نام مبارک پنج تن آل عبا (محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) حک شده بود با پای برهنه با یک طوق برنجی به گردن آویزان کرده و روی آن نوشته بود سقای ابوالفضل و به مردم آب می داد و هر کاسه را که آب پر می کرد می گفت یا ابوالفضل و فدای لب تشنه تو یا حسین(از سال 1325 تا سال 1383 در ایام محرم او را با پیراهن بلند سفید به عنوان سقا در تکیه بود.
سرداب امامزاده ابراهیم
در تکایا مثل خیلی از جاهای دیگر آب نبود و لوله کشی هم وجود نداشت و آب رودخانه هراز هم به قدری گل آلود و آلوده بود که قابل خوردن نبود برای همین در قسمت شرقی در امامزاده ابراهیم(ع)سردابی قرار داشت که انبار آب بود و سقاهای ما پس از طی کردن 25 پله به پایین می رفتند و با کوزه های بزرگ(کَلا) بر روی دوش آب را جهت استفاده در اطعام دهی به سقاخانه می آوردند.
سقاخانه های تکیه اسک
در ضلع غربی زمین تکیه، سقاخانه ها به ابعاد 5 در 4 متر مربع به وسیله استاد رمضان زرگرباشی “پدر مرحومان احمد و علی محمد زرشناس” ساخته و کنارش مرحومان حاج حسن اربابی، قهقایی، کاویانی، برزگر، حاج اکبر عبدالله بیک، محمد قادی، شکوهی و ابراهیم ابراهیم زاده و قانع نیز سقاخانه هایی احداث کردند که کنار سقاخانه استاد رمضان زرگرباشی سقاخانه بزرگی به نام قمر بنی هاشم احداث گردید که بسیار مورد توجه اهالی و طوایف دیگر شهر آمل قرار گرفت. فضای مقدسی که منتسب به قدمگاه باب الحوائج آقا ابوالفضل العباس دلپذیر و معطر است و در تمام مدت سال باز بوده محل تجمع و آمد و رفت زائران است و جشن های مذهبی بخصوص جشن تولد امام حسین(ع و حضرت ابوالفضل و حضرت سجاد(ع) در ماه شعبان هر ساله با شکوه خاصی با همکاری امنا و سقایان و هیات جوانان و عاشقان حسینی و همچنین جشن باستانی بومی به نام تیرماه سیزه شو با گروه موسیقی محلی و امیری خوانی در تکیه برگزار می شود.
حکایت محمودخان
قدیمی ها، معمرین و ریش سفیدان و سقاهای دوران اول اظهار داشتند از محمودخان شنیدیم که می گفت شبی هنگام عبور در محوطه تکیه اسک که مخروبه و متروکه و پر از خار و تیغ تمشک بوده صدای یا حسین شنیدم و آن شب در همین مکان سقاخانه صحنه عزاداری حضرت ابوالفضل را خواب دیدم به همین مناسبت چون عاشق سالار شهیدان بود زمین را تهیه و به آماده سازی برای برگزاری مراسم عزاداری همت گماشت و پس از تهیه زمین همه افراد فامیل از طایفه اسک در تاسیس تکیه و احداث سقاخانه با جان و دل و ایثار مال و شوق فراوان اقدام کردند و در دهه محرم ایام سوگواری شهدای کربلا بخصوص در روزهای تاسوعا عاشورا همه طوایف ساکنان آمل با علامت ها و پرچم های مشخصی که نام طایفه هم نوشته شده بود همراه دسته های عزاداری(سینه زنی، کجاوه ها، و گروه موزیک با علم های آهنی 10 شاخه و 12 شاخه ای و همچنین بزرگان و ریش سفیدان هر قوم و طایفه ای پیشاپیش دسته های عزاداری حرکت می کردند از سمت دروازه شرقی که وصل خیابان اسپه کلا می باشد با تواضع و سلام وارد تکیه می شدند با مرثیه خوانی و ذکر مصیبت و پس از سلام به تکیه و سقاخانه از در شمالی خارج می شدند که همان روش تا کنون هم به روزگار ما ادامه دارد.
مسجد اسک
تکیه اسک تا سال 1336 خورشیدی فاقد مسجد بود چنانچه در ایام سال اکثر اسکی ها زعمای قوم و افراد طایفه در مسجد(آقا عباس) در قسمت ضلع جنوبی تکیه مشائی نماز را به امامت آیت الله جناب میرزا محمود رئیس زاده اسکی می خواندند و بعد از فوت نامبرده شادروان حجه الاسلام حاج عزیزالله طبرسی امام جماعت آن مسجد شسد. امنای تکیه اسک و تنی چند از بزرگان طایفه در خصوص تاسیس مسجد در یک گردهمایی مذاکراتی انجام دادند که در نتیجه مرحوم حاج تیمور کیانی که فردی متدین و متعصب در طایفه بود برای نظرخواهی در بنیان مسجد از روحانیون و علمای آمل به ترتیب آیت الله محمد غروی، آیت الله ابوالقاسم فرسیو، حجت الاسلام شیخ شعبان نوری، آیت الله حجت نیاکی و جناب رئیس شاهاندشتی و آیت الله پیشنماز با 5 نفر از بزرگان طوایف آمل و ریش سفیدان و بزرگان طایفه اسک که جمعا 80 نفر بودند به صرف نهار در منزل خود دعوت کرد و پس از پذیرایی و صرف نهار موضوع بنیان مسجد را مطرح نمود که با ذکر صلوات با موافقت همگی بعدازظهر همان روز با شادمانی مدعوین در معیت علما به تکیه اسک آمده حدوذ سیصد متر مربع زمین شمالی تکیه را در مسیر خیابان فرهنگ برای احداث مسجد انتخاب کردند و حضرت آیت الله غروی با خواندن دعا و ذکر صلوات کلنگ مسجد را به زمین زدند.
زمین وقفی و مشکل ساخت مسجد
یکی از مشکلات ساخت مسجد در مکان تکیه این بود که واقف زمین تکیه را وقف عزاداری سیدالشهدا کرده بود و اکثرا اعتقاد داشتند که در زمین وقف نمی توان مسجد بنا کرد شاید واقف راضی نباشد، پس از طرح موضوع علمای آمل این قضییه با مشورت هم به عنوان اینکه نماز واجب تر از عزاداری است و اساس نهضت عاشورا و قیام برپایی و احیای نماز و سیره پیامبر اکرم(ص) بود بنابراین احداث مسجد بلامانع دانسته و همگی موافقت نمودند و سپس مرحوم حاج تیمور کیانی یک شب بزرگان طایفه اسک را دعوت کردند و با همکاهنگی و همفکری در ساختن و تهیه مصالح مسجد چاره جویی نمودند تا اینکه هر کس به فراخور وضع مالی خود کمک کردند چنانچه شادروان کیانی یک دوم کل هزینه مسجد را تقبل نمود و پس از شروع کار و ساختن زیربنا و دیوار برای تامین بودجه با همکاری چند نفر از دست اندرکاران طایفه اسک با مرحوم رحیم بهرامیان که یکی از بزگان طایفه اسک بودند تماس گرفتند و با مذاکره و توافق فی مابین برای تکمیل مسجد قرار گذاشتند از موقوفه مرحوم امیر مکرم در مرتع هماستون اسک سالیانه ده هزار تومان دریافت شود و مبلغ (چهارصد هزار ریال برابر با چهل هزار تومان) از شادروان رحیم بهرامیان دریافت کردند و این مبلغ در آن روزگار پول قابل توجهی بود که کمتر کسی چنین مبلغی را موجودی نقدی داشت که در مقابل هفت سال بهره برداری اجاره مرتع هماستون را به مرحوم بهرامیان واگذار کردند و جناب احمد احمدزاده که فردی سرشناس متدین و فرهنگی بود را برای نظارت بر کار معمار و بنا و کارگر و تهیه مصالح ساختمانی و ساختن مناره های مسجد اتخاب کردند که با سعی و تلاش مداوم و همکاری با حاج تیمور کیانی در مدت 2 سال بنای مسجد تکمیل و به اتمام رسید.
دگرگونی و ساخت و معماری در تکیه
بیش از حدود 110 سال پیش در زمین 6650 متر مربعی تکیه پس از متراژ و تعیین حدود اربعه و جدا کردن باغ پشت سقاخانه در وهله اول یک حسینیه بزرگ در اندازه 20 در 10 در دو طبقه بنا گردید و هر طبقه دارای 4 اتاق همگی 8 اتاق داشت و دو راهرو و یک سالن به تقریب پنجاه متر مربع به صورت مستطیل جلو باز که از دو طرف شرقی و غربی در ورودی داشته و در قسمت در شرقی منبری چهار پله چوبی گذاشته بودند که در ایام محرم در این سالن روضه می خواندند. کلیه ساختمان اتاقها و سالن و دیوار آجری چیده بودند و نمای حسینیه سقف و بام به سبک معماری اسلامی کنده کاری شده و منقش بود و دو ستون مخروطی چوبی داشت که ارتفاع هر ستون از پایه 12 متر که هم در بالای هم در پایین الوار چوبی به ابعاد طول 12 متر و عرض 30 سانتی متر و قطر 20 سانتی متر با کنده کاری درست کرده بودند و در قسمت شمالی سالن حسینیه دو ستون مدور آجری که تا سقف وصل بود به قطر 60 سانتی متر که سکویی به ابعاد 80 در 80 سانتی مترسفید کرده استوار بود و بر روی سکوی این ستون ها شمع روشن می کردند.
دبستان در حسینیه
از سال 1316 خورشیدی این حسینیه به عنوان دبستان فرهنگ نامگذاری شد و دو اتاق اختصاص به دفتر و آبدارچی و یک اتاق هم برای مدیر و پنج اتاق کلاس درس دانش آموزان بود. رئیس مدرسه نیز از سال 1316 شمسی مرحوم رئیس زاده و معلمان به ترتیب از بانوان: ملوک روشن طبری، راضیه شهیدی، فاطمه ملکی، جنابان جلالی، محمدعلی خاکی، خلد برین، جهانشاهی، معادی، فامیلی و یک نفر فراش به نام گشتاسبی در این دبستان انجام وظیفه می کردند و فقط ده روز محرم مدرسه جهت انجام مراسم عزاداری تعطیل بود که پس از سالها با صلاحدید بزرگان طایفه اسک دبستان فرهنگ برچیده و ساختمانش را به جهت قدیمی بودن تبدیل به مسجد کردند اما به اعتقاد برخی آقایان در ملک سیدالشهدا این امر امکانپذیر نمی باشد که آیت الله محمد غروی از تحصیلکرده های علوم فقهی در سال 1340 با حاج تیمور کیانی مشورت کرده و پس از جدا کردن 300 متر زمین مابقی را بعنوان مسجد اعلام کردند و حتی اولین کلنگ را خود بزرگوار بر زمین زدند و فرمودند سیدالشهدا برای اقامه نماز شهید شد.
تخریب سقاخانه ها
اسکی ها با همکاری هم سقاخانه هایی در سه قسمت شرقی، غربی و جنوبی ساختند که تعداد آن سقاخانه ها به جز ابوالفضلی (سقاخانه اصلی) پانزده سقاخانه به نام تیره های درزی، رئیس، امیر، قادی، قبادی ساخته شد که هر کدام جداگانه دارای آبدارخانه اختصاصی بود. کلیه این سقاخانه ها با آجر و چوب جلوباز ساخته بودند که در ایام محرم آنها را برای عزاداری با نصب قالی و پارچه سیاه کتیبه و پرچم می آراستند. نکته مهم اینکه افراد تیره های چهارگانه اسکی سعی داشتند به سقاخانه ای بروند که مربوط به تیره آنهاست و این عمل را با شوق خاصی انجام می دادند که امناء و متولیان با تشکیل جلسه و دعوت از بزرگان و افراد طایفه از سالهای قبل از 1363 نظر دادند چون سقاخانه ها کهنه و با دیوارهای زیاد که حجم زیادی دارند جوابگوی مراسم نبوده و برای روضه خوانی و حضور جمعیت کافی نیستند موافقت نمودند که کلیه سقاخانه ها و ابوالفضلی را تخریب و بازسازی به سبک جدید که جای بیشتری داشته باشد با مصالح آهن، سیمان سرپوش و آلومینیوم ساخته شود که این تصمیم را عملی نموده و در ساختن ابوالفضلی بزرگ در قسمت غربی و زینبیه ر قسمت شرقی و حسینیه بزرگ در قسمت جنوبی اقدام کردند و فقط نمای بیرونی سردَر و بالای ایوان ابوالفضلی کاشی کاری و به سبک معماری اسلامی با اشعاری در واقعه کربلا در دو قسمت تاق نماهای ابوالفضلی ساخته شد در ساختن ابوالفضلی(سقاخانه بزرگ) که با امکانات و احداث آشپزخانه و آبدارخانه انباری که بیش از بیست سال است مورد بهره برداری قرار گرفته و با شکوه و زیبایی خود سبب رونق تکیه گردید.
شادروان علی محمد زرشناس
یکی از پرکارترین فرد عاشق حضرت ابوالفضل شادروان علی محمد زرشناس بود که به درستی و یقین در ساختن ابوالفضلی و پایان ساخت آن بسیار زحمت کشید و شب و روز خود را وقف ساختن این بنا نمود و از جمله کسانی که او را یاری نمودند و با او بودند خادم همیشگی حاج مرتضی قبادی بود که در تمام کارهای عمران و آبادی از لوله کشی، برقکاری، دستگاه صوتی، آشپزخانه و کارهای کلی مورد نیاز تکیه پیشقدم و عاشقانه کار انجام می داد. او با مرحوم زرشناس بسیار انس و همکاری تنگاتنگ داشت و برای فراهم کردن مصالح ساختمانی و رفتن به تهران و قزوین و سایر شهرها با وانت بار مزدا 1600 خود تا پایان احداث ساختمان ابوالفضلی حاضر بوده و تلاش بسیار داشت همچنین از دیگر یاران استاد زرشناس که بسیار با او دوست بوده و در جهت پیشرفت ساختمان مانند دو خدمتگزار و کارگر بی مزد و منت فعالیت داشتند شادروان رجبعلی امیرپور و حاج هاشم قبادی بودند که از مال و جان در همکاری با زرشناس به عشق حضرت ابوالفضل دریغ نداشتند و پشتوانه فعالیت عملیات احداث سقاخانه معین وی بوده و تا پایان کار با او همکار و همراه بودند.
مسئولین تعزیه
برگزار کنندگان تعزیه از جمله تقی حریری که تجهیزات فراوانی برای کلیه تعزیه خوانان تهیه کرد، حاج علی اکبر میوه چیان، غلامعلی فرهنگی، رمضان خوشبین و غلامعلی افسر(دوزنده) که سرسقا هم بود و لباس تعزیه خوانان را دوخته و مرتب می کرد و هنر در آرایش تجهیزات تعزیهد داشت و بسیار برای نظم بخشیدن و آماده کردن امکانات عزاداری فعالیت می کرد و در طی 50 سال آقایان حبیب الله قادی، کربلایی حاج قبادی، حاج علی رئیس زاده، حاج عزیزالله شاکری، حاج نعمت حداد و حاج محمدحسین قادی، حاج هاشم قبادی راد، علی محمد زرشناس، حاج علی اصغر قادی و حاج مرتضی قبادی که همگی بسیار زحمتکش در ابوالفضلی و تکیه هم خادم، سقا و مسئول بودند کربلایی محمد ملک سرسقا، محمود مهدوی سقا، علیجان اسدی، رضا قلی کاظمیان، رمضان نوذری سرسقا، محمد درزی سقا، کربلایی حاجی قبادی، غلامعلی افسر، کربلایی یوسف مهدی زاده، عموشعبان لاریجانی، ابوالقاسم رحمانی، رضا درزی، سپهری قهوه چی اقدسی، نوروزعلی حسین زاده، غلامحسینی، حسن نوذری سرسقا، محمد نوذری خادم، عباس قبادی، فرامرز برنجی، محمد تردست، خسرو برنجی، احمد ایمانی، محمدعلی نماری، قربان نماری، عباس عباس زاده، نوری نجار، غلامعلی یشمی اصغر خوشبین، محمد خاکی و قدرت حیدری از جمله زحمتکشان در تکیه اسک و ابوالفضلی بودند.
بانوان تعزیه خوان
بعضی اظهار داشتند زنان شبیه خوان برای ایجاد هیجان و هنرنمایی خود در صحنه تعزیه سوار بر اسب می شدند و اکنون در محل اسک لاریجان بانوان تعزیه ساز و تعزیه خوان هستند که در ایام محرم مراسم شبیه خوانی برگزار می نمایند مورد استقبال خانواده قرار می گیرد. از تعزیه سازان زنان در اسک لاریجان بانو احترام قربانی خواهر محترمه حاج هاشم قربانی است که با دیگر شبیه خوانان و نزدیکان خود در مجلس شبیه خوانی برگزار می نماید و با عشق و علاقه به سنت دیرینه قومی خود ادامه می دهند.
مداحان و مرثیه خوانان در تکیه
در تکیه اسک آمل از بدو تاسیس که بیش از یک قرن از آن می گذرد خوانندگانی پیدا شدند که هم پای منبر می خواندند و هم در سینه زنی شرکت داشتند. به روزگار کودکی ما احسانعلی چامه سرا، حبیب الله شاکر، فیاض، جعفرقلی حداد، رضا معادی و علی محمد موسوی، مداحی و ذاکری می کردند که همگی به رحمت خدا رفتند و عده ای از مرثیه خوانان که در تکیه وسط میدان با صدای بلند بدون بلندگو دور مشعل می خواندند و جوانان آن دوره آنچنان سینه می زدند که تا بیرون تکیه صدای ضربه دست و سینه آنها به گوش می رسید. البته در آن سالها 24 و 25 تا سالهای 32 و 33 به هنگام محرم در تکیه برای عزاداری و سینه زنی برق نداشتند بلندگو و دستگاه صوتی هم نبود و یک ستون آهنی 3 متری در وسط تکیه همین جایی که چتر بلند آهنی است نصب کرده بودند و بالای این ستون یک بشکه حلبی درشت جوش داده بودند که از چهار طرف سوراخ های کوچک هواکش داشت و درون آن را با پارچه ها و لباس های کهنه پر می کردند و با چوب آن را می فشردند که بیشتر جا بگیرد و درون آن را نفت سیاه می ریختند و شب ها آن را روشن می کردند و مرثیه خوانها دور این مشعل بزرگ با حرارتی تمام در حال خواندن دور می زدند و مرثیه خوان دستش را به هوا می برد تا سینه زنان با دم گرفتن شعرش به هیجان آمده و با صدای بلند پاسخ می دادند. دیگر مرثیه خوانان آن دوره شادروان مجتهدزاده، مرحوم اسماعیل محمدزاده معروف به (اسماعیل ملاساره و شادروان رمضان خوشبین از دیگر مداحان بودند که با اشعار و مرثیه بسیار خوب خود شنونده را به وجد می آوردند.
مسئولیت کاروان عزا
اما مسئولیت کاروان عزا در رفت و برگشت گرچه براساس مقررات و ضوابط قانونی به عهده امنای تکیه است ولی همه عزیزان طایفه با معرفتی که نسبت به موضوع عزاداری و شرافت گروه قومی دارند در روز عاشورا برای نظم و همبستگی و شکوهمندی کاروان احساس مسئولیت می کنند برای امنا کنترل مستقیم از کاروان عزا از وظایف قانونی است. چون این کاروان با تجهیزات فراوان همراه چند هزار نفر در حرکتند همواره دو نفر از امناء و چند نفر دیگر به عنوان همکار و کمک آنان تعیین می شوند تا با دستگاه بی سیم و تلفن همراه که با دفتر مرکزی امنا در تکیه در تماس بوده و مسیر حرکت و چگونگی وضع دسته ها را به امنا آگاهی داده تا کالای مورد نیاز را به کاروان برسانند.این عزیزان مسئول مستقیم کاروان و دسته عزا هستند لذا هر ساله آقایان حاج هاشم قبادی، حاج اعلا اعلایی، حاج نوید حداد، نصرت قویدل، قاسم درزی و ناوند حداد با هماهنگی عهده دار مسئولیت کاروان عزا در روز عاشورا می باشند گرچه عزیزان دیگری در میان دسته ها انجام وظیفه می نمایند و حفاظت و نظم کاروان عزا دارند.
(ها هلته هلته ونه)
بچه ها در روزهای قبل و اوایل محرم دسته جمعی به کوچه های محل می رفتند و با صدای بلند نوحه می خواندند
(ها هلته هلته ونه مشعل رِفلته وِنه کهنه پیرهن هنه جوراب کهنه لباس بچه ها هادین به درگاه خدا حسین حسین حسین حسین) از هر خانه ای پارچه کهنه و لباس هر چه داشتند به بچه ها می دادند که در کیسه ای ریخته به تکیه می آوردند و این عمل تا هفتم محرم ادامه داشت و سوخت مشعل وسط تکیه را تامین می کردند البته ناگفته نماند فانوس هم می آوردند که کافی نبود و چراغ زنبوری در شهر نداشتند و در چنین وضعیتی مرثیه خوانان با صدای بلند و رسا مرثیه می خواندند و مرحوم حاج احمد عقاپور در وسط تکیه کنار مشعل این شعر را با صدای گیرا و بلند می خواندند و سینه زنان با حرارت خاصی سینه می زدند و دم می گرفتند و آخر شعر را مکرر پاسخ می دادند
چون شه دین وارد دشت بلا گشت مخاطب به سپاه دغا
گفت که ای زاده آل زنا من مگر از آل عبا نیستم
زینت جنات علا نیستم
جواب
من مگر از آل عباس نیستم زینت جنات علا نیستم
دسته کودکان
در روز عاشورا مسئولین تکیه کودکان را در چند صف منظم نموده با علم و کتل و چند نفر مسئول برای حفظ و نظم دسته کودکان ترتیب می دادند و مرحوم خوشبین برای بچه ها مرثیه می خواند و آنها با شوقی زیاد با صدای بلند جواب می دادند و همراه این خوانندگان از محلات دیگر به تکیه می آمدند.
علت تعطیلی شبیه خوانی در سال 1311
تعزیه خوانان به طور زنده صحنه کربلا را در نظر مردم نمایش داده و چگونگی آن واقعه را تذکر می دادند اما به علت نقش ها و ایجاد صحنه های اغراق آمیز و همچنین بی حرمتی هایی که به ساحت مقدس و والای حضرت سجاد(ع) و حضرت موسی بن جعفر و مولا علی(ع) به عنوان الگوی انسان کامل(که ریسمان گردن او در تعزیه می کنند) که بسیار موهن و غیر قابل باور بوده و حرکات و اشعار بسیاری از صحنه ها با اخبار مطابقت نداشته و به قول دانشمند فرزانه شهید مطهری اکثرا تحریف شده بود دلایل اصلی برچیده شدن شبیه خوانی در شهرها بوده است چنانچه از سال 1311 خورشیدی تظاهرات مذهبی و عزاداری در ایران ممنوع شد و شبیه خوانی به فراموشی سپرده شد و سال 1314 شمسی در سراسر کشور روضه خوانی و تعزیه گردانی و شبیه خوانی به کلی تعطیل گردید و 315 شمسی به طوری که پیرمردان تکیه می گفتند سرهنگ نوری اَعلاء رئیس شهربانی در آمل از تظاهرات مذهبی و عزاداری جلوگیری می کرد و تعزیه خوانان به کار و کسبی دیگر روی آوردند و در روستاهای دور افتاده به علت علاقمندی مردم به اهل بیت(ع) با دغدغه و ترس مجلس تعزیه را در شب برگزار می کردند البته برای مردمی که همیشه از اربابان ستم دیده بودند تسکین خاطر بود اما دیگر آن زیبایی و شکوه و جلوه دلنشین شعر و موسیقی را در بر نداشت چون به صورت دوره گردی و پرسه زنی در آمده ارزش خود را از دست داده بود و در اکثر شهرها به فراموشی رفت که این تاریخ به دوره املاک بر می گردد و حتی برخورد عمال حکومت در شهرها با مردم بسیار خشن و ظالمانه بود و خیلی ها از ترس حکومت، نمی توانستند حتی یک پرچم به عنوان سوگواری در تکیه بر افرازند و سقاخانه ها به صورت متروکه در آمد و مردم در ایام محرم به عشق امام حسین(ع) جمع می شدند و پنهانی دور از چشم مامورین از اشخاصی که می توانستند به اندازه یک ریال کمک کنند به مبلغ 15 ریال خودیاری جمع می کردند و به وسیله کدخدا که با مامور کارپردازی رابطه داشت حق سکوت می دادند تا با اهالی کاری نداشته باشند و مردم به یکدیگر اطلاع داده در منزلی جمع شده به یاد شهدای کربلا نوحه خوانی می کردند البته نه ده شب بلکه یکی دو شب تاسوعا و عاشورا، روزها نمی توانستند چنین کاری انجام دهند.
آغاز تعزیه در تکیه اسک
از سال 1305 شمسی در تکیه اسک شبیه خوانان به نام و مشهوری بودند که هم از لحاظ اعتقادات دینی و تقوی و هم مدیریت و کاردانی و تعزیه گردانی مردمی هنرمند و کامل (به خصوص در آرایش و صحنه پردازی) و آراسته به فضیلت بودند که بسیاری از تعزیه خوانان معروف معاصر قدیمی چون شیخ محمد فدائیان کله بسی: شهادت خوان، اکبر اکبری سنگچالی: لیلا خوان، محمدباقر فدائیان: اکبر خوان، ملا ابراهیم: شهاد ت خوان، ملا بابا: امام خوان، حسین اسفندیاری لزوری: مخالف خوان، مشهدی اسدالله فرزانه: زینب خوان، علی گدا واحدی: شمرخوان، حاج علی اکبر عابدپور: امام خوان، آقا میرهاشم هاشمی: شهادت خوان، علی اکبر شمس: مخالف خوان، میرزا محمدعلی فردوسی:کارگردان و علیجان خلیلی :مخالف خوان، کربلایی رمضان خلیلی و برادرش از تعزیه خوانان به نام و مشهور بودند و کربلایی رمضان خلیلی سالهای بسیاری در تکیه اسک شهادت خوان سرشناسی بوده که به روزگار پیری خادم آستان حضرت رضا(ع) شد. اکنون هم چند سالی است که گروه شبیه خوانی حاج حسن مصفا(سقا) که از تعزیه خوانان مشهور می باشد در دهه اول محرم در تکیه رینه لاریجان و همچنین به همراهی این جنابان به ویژه در دهه سوم محرم تعزیه خوانی می کنند؛ حجت قبادی، یوسف لاطف، ابراهیم رونده، اسدالله قبادی، حجت قبادی، حسین آرو، ناصر آورچه، حامد قبادی و سبحان ریاحی با دیگر تعزیه خوانان آقای مسلم ذاکری، حمید هاشمی، رضا علی کیانی، و رحمتی هستند.
سقاهای تکیه اسک
بعد از شهادت باب الحوائج قمر منیر بنی هاشم در کنار شط فرات با لبی تشنه این عنوان سقایی در استمرار حرکت های بزرگداشت نهضت امام حسین(ع) سالیانه در شهرهای شیعه نشین بین عزاداران مرسوم بوده که به شرکت کنندگان در سوگواری شهیدان کربلا شربت و آب می دادند و به گواه پیرمردانی که به روزگار ما در قید حیات بوده و در تکیه هم از کودکی تا سن 85 سالگی افتخار خدمت در دهه محرم سمت سقایان و خدمتگزاری در آبدارخانه و سقاخانه تکیه را داشتند و همواره از سقایان و خادمان گذشته چون مرحومان حسن نیک پور(حسن زاده)، استاد رمضان زرگرباشی پدربزرگ آقایان زرشناس ها، محمد درزی، رضا قلی کاظمیان، استاد رمضان نوذری، اکبر عقاپور، مشهدی نوروزعلی حسین زاده به یاد سقای تشنه لب کربلا پیرهن بلند سفید می پوشیدند که روی پیراهن درشت نوشته بود سقای ابوالفضل و یک عدد مشک در دوش و یک کاسه برنجی که نام مبارک بسم الله و پنج تن آل عبا و سوره چهار قل در آن حک شده بود داشتند و با آن کاسه به عنوان تبرک به عزاداران آب می دادند و همه هم دارای مشک بودند و از تکیه پیاده تا امامزاده ابراهیم(ع) می رفتند.
آب انبار امامزاده ابراهیم(ع)
در آن روزگار آب رودخانه ها گل آلود بود و %D

اشتراک گذاری این مطلب در :

در ادامه بخوانید ....

اشتراک گذاری این مطلب در :